کتاب «رستمنامه» نوشتهی محمدعلی رضاپور توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده است. در ادامه، یادداشتِ نویسندهی کتاب را میخوانید.
رستم در ادبیات حماسی و ملی ما ایرانیان چهرهای است افسانهای و اسطورهای که در پهنة کهنِ تاریخِ این مردم ماندگار شده است. سبب جاودانگی نام رستم، جدای از آنچه که تاریخ از اسطوره میخواهد، ملیبودن او است. به این شرح و شرط که فرد قهرمان، فداکارانه هر رنج و شری را از انسانهای رنجدیده با قدرتِ فراانسانیاش دور سازد. این قهرمان، پناهی است برای مردم و شاهان. علاقه مردم به رستم از این جهت است که آنچه نمییابند و آرزویش دارند، در رستم پیدا میکنند.
رستم انسانی است که «ایران» موضوعِ فکر و همت و تلاش و زندگی اوست. و او در عین درستکاری و نیکبودن و نیکخواستن، این موضوع را در ذهن خود پرورش میدهد. رستم وطندوستی صلحخواه و آشتیجو است و سرِ چیرگی بر همسایگان و غیر ایرانیان ندارد. سرِ هوس و سربریدن ندارد؛ هرچند قدرت کامل در او ظهور کرده و توانایی دژخیمانهزیستن را دارد؛ اما قدرت و شکوه و عظمتش تنها در دفاع و آبادی ایران به کار برده میشود نه در کشورگشایی و نفع و لذت خود. رستم، جمعِ اخلاق و قدرت است.
رستمنامه شرحی تازه است از حماسة افسانهای رستم که در کنار پهلوانی و جنگآوری و پیلافکنی رستم (که طبعِ افسانهجوی تاریخ میطلبید)، سعی دارد وجوه ایراندوستیِ او را پررنگتر نشان دهد. همان چیز که عصارة شاهنامه است.
هویت رستم، مستعدِ شاخصشدن در اندیشة «اهمیت ایران» است که در اعصار متوالی چنین نقشی را ایفا میکرده، اما رفتهرفته پس از دوران جدید و تحول در ادبیات داستانی و نظم و همینطور پیچیده شدن مفاهیم ملیگرایی، هویت رستم به شخصیتی پهلوانی و انحصارا در کالبد زور و بازو و نقالی جای گرفته است و بین آن و موضوع اصلی شاهنامه که مقصود شاعرِ بزرگِ آن بود، یعنی ایران جدایی عمیقی رخ داد.
رستمنامه شاید خاستگاهی چنین داشته باشد که در همان کلیت داستانهای رستم در شاهنامه، سعی داشته به تناسب دگرگونیهای اندیشه، پیوند عمیقتری بین ایران و رستم ایجاد کند؛ در واقع آنچه که قصد و غرض فردوسی بود؛ اما رفتهرفته در تاریخ، اتصال اسطوره با مفاهیم آرمانی گسسته شد و خود اسطوره جای آرمان ایستاد.
در خلق رستمنامه، آنچه که نقش مهمی در ساخت ادبیاش دارد، زبان است که میبایست زبانی پیش از ورود زبان عربی را تداعی کند و مهمتر اینکه بافت، ساختار و محتوایی تاریخی داشته باشد که وجوه و اشکال درخور خودش را میطلبد.
آنچه که توجه به ادبیات کهن میطلبد، نه اقتباس از داستانهای آن، که بازنگری در صورت و تعمیق در بطن و گسترش معنای آن است. این داستانها از قوتِ موضوعیای برخوردار هستند که همین سببِ از یاد نبردنشان است و از همین جهت توانایی فربهشدن و بازنویسی در آنها وجود دارد.
امید است که رستمنامه مورد توجه، نقد و دقت ادبدوستان قرار گیرد.
لینک خرید کتاب «رستمنامه» با 20درصد تخفیف:
درح خبر : 1399-12-23 17:15
بازدید : 3864